آخرین کتاب اسلاوی ژیژک، فیلسوف و نظریهپرداز اهل اسلوونی، که بهتازگی منتشر شده است «در دفاع از دلایل ازدسترفته» نام دارد که نویسنده در آن از ایدهی رهایی جهانشمول دفاع میکند و از جمله به تجربهی انقلابهای بزرگ بشری میپردازد. تری ایگلتون که یکی از بزرگترین منتقدان فرهنگی حال حاضر است طی مقالهی کوتاهی، کتاب اخیر ژیژک را به نقد میکشد. ایگلتون با مروری بر ابعاد شخصیت فرهنگی ژیژک، ضمن تاکید بر نکتههای درخشانی که در آثار ژیژک وجود دارد، بر این گمان است که ژیژک برخلاف آنچه ادعا میکند بهشدت متاثر از ایدههای پسامدرن است و سرتاسر آثارش آکنده از نظرات پسامدرنیستی است. ایگلتون همچنین رادیکالیسم ژیژک را نیز ریشهدار در نوعی رمانتیسم فرانسوی میداند که با اتکا به تفاسیر اسطورهای، مبتنی بر نخبهگرایی فرهنگی است.

مقالهی حاضر را اسلاوی ژیژک در نقد کتاب سیمون کریچلی با عنوان «درخواست نامتناهی» نوشته است. کریچلی، در این کتاب به اخلاق پدیدارشناختی، نظریهی سیاسی و تحلیل سیاسی میپردازد. وی از آنارشیسم متعهد سیاسی دفاع میکند و تنها راه مبارزه را سیاست «مقاومت» در برابر نظم جهانی میداند.(2) در مقابل، اسلاوی ژیژک، یکی از برجستهترین فیلسوفان جهان امروز که تری ایگلتون وی را درخشانترین نظریهپرداز اخیر میداند، به طور مشخص نظرگاه کریچلی در مورد راههای مبارزه با نظم موجود را مورد انتقاد قرار میدهد. گفتنی است سیمون کریچلی (متولد 1960) فیلسوف انگلیسی است که اکنون در امریکا به تدریس فلسفه مشغول است.

جدیدترین ایدهی نولیبرالهای وطنی این است که با جنبش ملیشدن صنعت نفت از آنجا که درآمدهای کلان نفتی در اختیار دولت قرار گرفت؛ مسیر توسعهی اقتصاد بازار و به تبع آن پیدایش دمکراسی در ایران مسدود شد.(1) صرفنظر از این که این ادعا گواه روشنی از جهل و ناآگاهی از تاریخ معاصر ایران و فرازوفرودهای آن است، در چارچوب گفتمانی قرار میگیرد که درصدد است جهانیشدن و اقتصاد نولیبرالی را بهمثابه جبری مقاومتناپذیر، چونان واقعیتی متافیزیکی، معرفی کند، که هرگونه مقاومتی در برابر آن امکانناپذیر است.
از آنجا که این استدلالها در نهایت در این چارچوب قرار میگیرد که اقداماتی از جنس ملیشدن با محدودساختن بخش خصوصی در حقیقت مانع از توسعهی اقتصاد بازار میشود و بدین ترتیب سببساز عدمتکوین دمکراسی در جامعهی ایران است؛ در این یادداشت قبل از اشاره به برخی نکات که در دیدگاههای نولیبرالی مورد اشاره قرار میگیرد، به رابطهی اقتصاد بازار و دمکراسی میپردازیم.
عقلانيت جديد مدعي است بديلی وجود ندارد. در برابر نوليبراليسم كه صرفاً اقتصاد نوكلاسيك است كه با سرمايهی مالي و قدرت امپرياليستي تحمیل شده، بديلي وجود ندارد. ...غلط بودن اين فرض كه تمامي كشورها با تسليم كامل در برابر سرمايه ميتوانند سرزمين موعود باشند روشن است، و انباشته شدن شواهد شكستهاي جهتگيريهاي بيروني كه نوليبراليسم تحميل كرد، توجه به راهحلي دروني، الگوي درونزاي توسعه، را بار ديگر بهويژه در امريكاي لاتين برانگیخته است. اما در شرايط كنوني كه تشديد رقابت سرمايهداري ادامه دارد و قدرت سرمايهی بينالمللي در واقعيت (اگر نه ايدئولوژي) كاهش نيافته است، آیا چنين گزينهاي قابلاتكاست؟
اقتصاد نوکلاسیک چارچوب نظری سیاستهای نولیبرالی است که طی سه دههی اخیر سیاست غالب اقتصادی در جهان بوده است. عقلانیت نولیبرالی، به مثابه یک ایدئولوژی، همواره مورد انتقاد اقتصاددانان اصلاحطلب و رادیکال قرار داشته است. مقالهی حاضر نخست به پيشفرضهای اقتصاد نوکلاسیک میپردازد و درادامه ضمن نقد معرفتشناختی این اقتصاد چارچوب بدیل سوسیالدمکراتیک را مطرح میسازد. شکست الگوی سوسیالدمکراسی و نیاز به طراحی بدیلی در برابر اقتصاد نولیبرالی دیگر مباحثی که نویسنده طرح میکند.
گفتوگو با ديويد هاروي (بخش دوم)
با اوجگيري قيمت نفت اوپك در 1973، حجم گستردهاي از پول در عربستان سعودي و ديگر كشورهاي خليج فارس انباشته شد. و در اين شرايط پرسش مهم اين بود: قرار است چه بر سر اين پول بيايد؟ اكنون بهدرستي ميدانيم كه دولت امريكا بهشدت مراقب آن بود كه اين پول به نيويورك برگردد و از طريق بانكهاي سرمايهگذاري نيويورك در اقتصاد جهاني گردش يابد و سعوديها را قانع كرد كه اين كار را انجام دهند.

خوشتر ز عیش و صحبت باغ و بهار چیست؟
ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست؟
هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار
کس را وقوف نیست که انجام کار چیست
نوروزتان پيروز
يكي از آثار مهمي كه در سال اخير در زمينهي اقتصاد سياسي به زبان فارسي ترجمه شده است كتاب «تاريخچهي نوليبراليسم» اثر ديويد هاروي، جغرافيدان و پژوهشگر برجستهي راديكال است. گفتوگويي كه در ادامه ميآيد ساشا ليليSasha Lilley با هاروي انجام داده و طي آن ديويد هاروي آنچه را بهتفصيل و مستند در كتابش ارائه كرده بهاجمال گفته است.