

نوليبراليسم سکهی رايج محافل دانشگاهی اقتصادی در دو دههی اخير در ايران و جهان بوده است. دلايل چيرگی نوليبراليسم متعدد است. افت نسبی رشد اقتصادهای غرب در دههی 1970، ناکامیهای پروژهی دولت رفاه، روی کار آمدن تاچر در انگلستان و ريگان در امريکا در دههی 1980، سقوط کشورهای کمونيستی، الزامات جهانیشدن و ادغام جهانی بازارها، شايد مهمترين دلايل قدرتگيری دوبارهی ايدئولوژی اقتصادی ليبرال به شمار رود.
نوشتهی حاضر، مرور کوتاه ديدگاههای ميلتون فريدمن، برجستهترين انديشمند اقتصاد نوليبرال در سالهای اخير است و به موازات آن ديدگاههای کارل پولانی در نقد اقتصاد ليبرالی طرح میشود.
در اين يادداشت پس از تشريح ديدگاههای ميلتون فريدمن، انتقادهای کارل پولانی نسبت به پاراديم اقتصاد ليبرالی ارائه میشود. کارل پولانی، يکی از برجستهترين انسانشناسان اقتصادی و اثر معروف وی با عنوان «تحول بزرگ» با مهمترين آثار فلسفهی اجتماعی در قرن بيستم همتراز میشود.
نقد اقتصاد ليبرالی از زاويهديدهای مختلفی صورت گرفته است. نقد مارکسيستی اقتصاد نوليبرال، نقد طرفداران کينز، نوکينزیها و سوسيالدمکراتها بر اقتصاد ليبرال و نقد اقتصاددانان نهادگرا بر ليبراليسم. اما در اين نوشته، نقد کارل پولانی که بر فلسفهی ليبراليسم اقتصادی مورد اشاره قرار گرفته است. ديدگاههای وی را بهدشواری میتوان در پاراديمهای جاری انتقادی نسبت به اقتصاد نوليبرالی قرار داد.

نيکی کدی، پژوهشگر مسايل خاورميانه، زنان و ايران، کتاب بسيار معروفی دربارهی انقلاب ايران تحت عنوان ريشههای انقلاب دارد که در سال 1981، دو سال پس از پيروزی انقلاب اسلامی منتشر شد. اين کتاب در پی انتشار بهشدت مورد توجه علاقهمندان مسايل ايران معاصر قرار گرفت و در سال 1369 نيز دکتر عبدالرحيم گواهی ترجمهی فارسی آن را منتشر ساخت.
در سال 2003، در شرايطی که ربع قرن از انقلاب ايران میگذشت، نيکی کدی در ويرايش تازهای از کتاب، سه فصل جديد به آن افزود که به بررسی پيامدهای انقلاب ايران اختصاص دارد. اين سه فصل جديد را مهدی حقيقتخواه با عنوان نتايج انقلاب ايران به فارسی ترجمه کرده است. يادداشت حاضر، مرور مختصر ديدگاههای کدی دربارهی انقلاب ايران است.

کتاب «در تيررس حادثه: زندگی سياسی قوامالسلطنه» (1) نوشتهی حميد شوکت يکی از آثار جذاب و خواندنی و البته بحثبرانگيز است که بهتازگی در زمينهی تاريخ معاصر ايران و يکی از مهمترين چهرههای سياسی آن منتشر شده است. در يادداشت حاضر، نخست چارچوب کلی کتاب و ديدگاه نويسنده طرح و فرازهای اصلی که در کتاب عنوان شده به اختصار تمام معرفی میشود. در ادامه، حميد شوکت، نويسندهی کتاب، برای آن دسته از خوانندگان که چندان با آثار و ديدگاههای وی آشنايی ندارند معرفی میگردد. پايانبخش يادداشت حاضر نيز شامل چند اظهارنظر انتقادی پيرامون برخی داوریهای نويسنده دربارهی فرازهای مهم زندگی سياسی قوام است.
طبعاً خوانندگان يادداشت حاضر توجه دارند که اين يادداشت را نه يک محقق تاريخ که صرفاً يک علاقهمند به مسايل تاريخی معاصر ايران نوشته است و از اين رو پيشاپيش بر کاستیهای احتمالی آن معترف است.

امروز در اقتصاد متعارف روند جديدی در جهت ايجاد فهرستهايي از «مسايل اقتصادی اصلی» وجود دارد که تفکر محدودکنندهای از اقتصاد مطرح میسازد و به سهم خود رويکردی کمتر جامع نسبت به مسايل محتوايی درپی دارد. مثلاً در کتاب درسی اصول اقتصاد گريگوری مالکيو که بهشدت در مورد آن تبليغ شده نخستين فصل به بررسی «10 اصل [زيرين] علم اقتصاد» اختصاص دارد:
«چهگونه افراد تصميم میگيرند:
اصل يکم: افراد با تبادل tradeoff مواجهند
اصل دوم: هزينهی هر چيز معادل آن چيزی است که در برابر آن از دست میدهید.
اصل سوم: افراد عقلانی به سطوح نهايی میانديشند.
اصل چهارم: افراد به انگيزهها واکنش نشان میدهند.
چهگونه افراد تعامل میکنند:
اصل پنجم: مبادله وضعيت افراد را بهتر میکند.
اصل ششم: بازارها روش مناسبی برای سازماندهی توان اقتصادی است.
اصل هفتم: گاهی دولتها میتوانند نتايج حاصل از بازار را بهبود دهند.
چهگونه اقتصاد به طور کلی کار میکند:
اصل هشتم: سطح زندگی در يک کشور به توانايی آن در توليد کالاها و خدمات بستگی دارد.
اصل نهم: وقتی دولت بيش از حد پول منتشر میکند قيمتها افزايش میيابد.
اصل دهم: جامعه با تبادل کوتاهمدت تورم و بيکاری روبهرو است.»

مطلب حاضر که چند ماه پيش و در پی پيروزی دانيل اورتگا در انتخابات نيکاراگوئه نوشته شد نگاهی است به پيروزی چپگرايان در سلسله انتخابات مختلف در کشورهای امريکای لاتين. به طور مختصر در اين مطلب بحث میشود که کشورهای پيشرفتهتر امريکای لاتين (نظير برزيل) در پی پيروزی جناحهای چپ بيشتر به راهحلهای سوسيالدمکراسی تمايل نشان دادهاند؛ در حالی که کشورهای توسعهنايافتهتر بيشتر به بديلهای راديکالتر و گاه پوپوليستی گرايش دارند.
گفتوگوی زير با نگارنده در آخرين شمارهی سال گذشتة روزنامة دنيای اقتصاد (شنبه 26 اسفندماه) منتشر شد. اين گفتوگو به تحليل وضعيت صنايع ساختمانی و شرکتهای انبوهساز در بورس اوراق بهادار و چشمانداز آن در سال جديد اختصاص دارد. به طور مختصر ارزيابی گفتوگوی حاضر ريسک کمتر و بازده بالاتر سهام شرکتهای انبوهساز در شرايط بحرانی کنونی بازار سرمايهی کشور است.