گفتوگوی دو قسمتی روزنامة «همميهن» با رسول گنجی نشاندهندة ويژگیهای نسل جديد بورژوازی ايرانی است که در سالهای پس از انقلاب شکل گرفتهاند و اکنون حضور مشهودی در عرصة اقتصاد کشور دارند. اما اين نسل جديد را میتوان «بورژوازی ايرانی» ناميد؛ يعنی آن مجموعة غريب و ويژة کارفرمايی که حاصل شرايط خاص فرهنگی، اجتماعی و سياسی برخاسته از يک اقتصاد و دولت نفتی و منابع عظيم حاصل از «رانت» در مناسبات اقتصادی – اجتماعی است. نوشتة حاضر نگاهی اجمالی به اين مصاحبه است.
پيروزی نيکلا سارکوزی در انتخابات رياستجمهوری در فرانسه موجی از نوميدی و نگرانی در روشنفکران اروپا و سرتاسر جهان پديد آورده است. ديدگاههای راستگرايانهی سارکوزی مانند مهاجرستيزی، کاهش حضور دولت در اقتصاد، نزديکی به سياست خارجی ايالات متحده، چپستيزی هيستريک، فاصلهگيریاش از نظام سکولار و... بيش از آن که به ديدگاه راست در سنت فرانسوی آن نزديک باشد به ديدگاه جمهوريخواهان امريکايی و نوفاشيستهای اروپايی شباهت دارد. يادداشت حاضر بهاختصار ديدگاههای سياسی و ايدئولوژيک نيکلا سارکوزی را توضيح میدهد.

اين روزها چهارمين سالگرد درگذشت مرحوم دکتر حسين عظيمی است. دکتر عظيمی يکي از تاثيرگذارترين اقتصاددانان ايران در سالهای بعد از انقلاب بود و همواره خلاقانه و بدون ارجاع به تفکرات قالبی متعارف به کنکاش در مسايل اقتصاد توسعه و اقتصاد ايران میپرداخت. يادداشت حاضر را در پی مرگ زودهنگام مرحوم دکتر عظيمی در ارديبهشت ۱۳۸۲نوشتم و در اينجا بار ديگر منتشر میکنم.
يادش گرامی باد.

کتاب «تجدد آمرانه – جامعه و دولت در عصر رضاشاه
»(1) که تورج اتابکی آن را گردآوری و تاليف و مهدی حقيقتخواه آن را ترجمه کرده است به دلايل ناکامی فرايند مدرنيزاسيونی که رضاشاه در ايران آغاز کرد میپردازد. در اين کتاب، شرايط مدرنيزاسيون در ايران با اصلاحات آتاتورک در ترکيه مقايسه و بر اساس آن کوشش میشود ابعاد مختلف مدرنيزاسيون آمرانه در دو کشور بررسی شود.ايران و ترکيهی قرن نوزدهم و سالهای نخست قرن بيستم شباهتهای متعددی به هم دارند و کموبيش از طريق تجربههای مشابهی به ضرورت روند نوسازی و تجدد پیبردند. تورج اتابکی در کتاب خود میکوشد زمينههای نظری و تاريخی شکلگيری مدرنيزاسيون آمرانه در اين دو کشور همسايه را بررسی و کاميابیها و ناکامیهای هرکدام را بهتفکيک نشان دهد.
آنچه از مقطع انقلاب مشروطه در ايران، آرمان انقلابيون بوده است تشکيل دولت ملی
nation-state در کشورمان است. دولتهای ملی با موجوديت و تبلور اجتماعی مفهوم جديدی به نام «ملت» همراه هستند. در عامترين تعريف، ملت يک مجموعهی بزرگ انسانی است که در يک پهنهی جغرافيايی و تحت يک مديريت سياسی اداره میشود. در اين يادداشت کوشش میشود با توجه به نظريههای دولت ملی، ناکامی مدرنيزاسيون رضاشاه در ملتسازی از ديدگاه نظری نشان داده شود.
پستهای مربوط به نقد کتاب «در تيررس حادثه، نگاهی به کتاب زندگی سياسی قوامالسلطنه» را که تحت عنوان «خدمت و خیانت قوام السلطنه» در این وبلاگ منتشر شده است برای محقق ارجمند، حميد شوکت، ارسال کردم. ايشان روز گذشته پاسخ کوتاهی برای انتقادات طرحشده در مطلب يادشده ارسال کردند.
ضمن تشکر از ايشان، گمان میکنم که همهی خوانندگان وبلاگ حاضر تصديق کنند که شناخت زوایای پنهان تاريخ معاصر ايران مستلزم تلاش فراوان است و همانطور که آقای حميد شوکت بهدرستی در يادداشت خود قيد کردهاند هنوز در عرصهی شناخت تاريخ معاصر ايران راهی طولانی در پيش داريم.

«...دريدا، لاکان، ليوتار، کريستوا و ديگران – حتی فوکو که وی را میفهمم و مورد علاقهام است و تاحدودی با بقيه فرق میکند – چيزهايی مینويسند که من هم نمیفهمم... کسی نيست که به من نشان دهد دقيقاً آنها چه میگويند و نمیدانم چهطور میتوانم بر اين ناکامیام غلبه کنم. اين امر ناشی از يکی از اين دو حالت است: (1) پيشرفت نوينی در حيات فکری رخ داده، شايد يک جهش ژنتيک ناگهانی که شکلی از نظريه را خلق کرده که عمق و ژرفايی فراتر از نظريهی کوانتوم، توپولوژی،... دارد يا (2) ... من نمیتوانم آن را بيان کنم.
« منهم 50 سال در اين حيطهها زندگی کردهام، آثار نسبتاً زيادی در حوزههايی که "فلسفه" و "علم" و همچنين تاريخ فکری خوانده میشود نوشتهام، و نسبتاً کارهای زيادی در حوزههايی که "فلسفه" و "علم" خوانده میشود انجام دادهام و آشنايی نسبتاً زيادی با فرهنگ روشنفکری در علوم، علوم انسانی، ... پيشنهاد میکنم که صرفاً از آنها بخواهيد به شما از شگفتیهای "نظريه: و "فلسفه"ای بگويند که ادعاهای آنها را توجيه میکند – چيزی که دانشمندان فيزيک، رياضيات، زيستشناسی، زبانشناسی و ساير حوزهها از پاسخدادن به آن خوشحال میشوند. جداً اصول نظريههای آنها چيست، بر چه شواهدی مبتنی است، چه چيزی میگويند که تاکنون گفته نشده است،...» نوام چامسکی (1)