آنتونيوگرامشي همچون ماركس از اصطلاح جامعهي مدني در اشاره به قلمرو خصوصي يا غير دولتي (شامل اقتصاد) استفاده كرد، اما تصوير وي از جامعهي مدني بسيار متفاوت از تصويري است كه ماركس ارائه كرد. براي گرامشي، جامعهي مدني صرفاً گسترهي نيازهاي فردي نيست، بل كه گسترهي سازمانهاست و توان نظميابي دروني عقلاني و توان رهاسازي دارد. گرامشي بر سازمان پيچيدهي جامعه مدني به مثابهي «همنوايي با ارگانيسمهايي (نام برد) كه عموماً خصوصي ناميده ميشوند و در آن سركردگي (هژموني) و توافق خودانگيخته، سازمان مييابد»
يازده سپتامبر واقعهای نفسگير، حيرت آور و دهشتناک و نمادی صريح از حذف اخلاق است و ما در دنيای پس از يازده سپتامبر در برابر اين واقعيت قرار گرفتهايم که آيا اخلاق در مفهوم محض آن و با ايدههايی همچون آزادی و عدالت و حرمت انسانها اصلاً دستيافتنی است؟ آيا نبايد بار ديگر به آرمانهای عصر روشنگری و ديدگاه اخلاقی الهامبخش اين دوران بازگرديم تا شايد حذف خشونت که رويای اين دوران بود بار ديگر اميدبخش شهروندان دهکدهي جهانی باشد؟