نگاهی به زمینههای تداوم رکود در بورس
با تكوين و توسعه اقتصاديهاي مدرن طي سدههاي گذشته، بازار به محور اصلي تخصيص منابع و كالاها تبديل شد. از همين رو، بسياري از منتقدان نظام جديد روش تخصيصي بازاري منابع را مورد سوال قرار دادند. كوشش به ايجاد نظامي بديل براي سرمايهداري، تامل و تدبير براي طرح شيوهاي ديگر را براي تخصيص منابع به همراه داشت. از اين رو، تجربهي انقلاب 1917 روسيه و انقلابهاي بعدي در كشورهاي پيراموني مبتني بر استفاده از روشهاي برنامهريزي براي تخصيص منابع بود. در عين حال، ركود بزرگ دهه 1930 در اقتصادهاي پيشرفتهي سرمايهداري نيز موجبات دخالت دولت در اقتصاد، براي برون رفت از ركود را فراهم كرد. در سه دههي اخير با شدتگيري روند جهانيشدن اقتصاد، ظهور نوليبراليسم و همچنين فروپاشي اردوگاه شرق، مدافعان اقتصاد بازار بيش از پيش قدرتمند شدهاند. با اين حال، روش مطلوب تخصيص منابع كالاها در اقتصاد از طريق برنامه، يا تركيبي از بازار و برنامه (سرمايه داري مختلط، سوسياليسم بازار، ...) هم چنان مورد توجه بسياري از اقتصاددانان و منتقدان اجتماعي قرار دارد. در اين مقاله، آموزههاي كارل پولاني در زمينهي تاريخ اقتصادي، به اختصار توضيح داده ميشود و ضمن مروري بر دلايل گذار از اقتصادهاي قبيلهاي به اقتصاد مبتني بر بازار، دلايل تاريخي چيرگي اقتصاد بازار بر حيات اجتماعي، بررسي ميشود.