عقلانيت جديد مدعي است بديلی وجود ندارد. در برابر نوليبراليسم كه صرفاً اقتصاد نوكلاسيك است كه با سرمايهی مالي و قدرت امپرياليستي تحمیل شده، بديلي وجود ندارد. ...غلط بودن اين فرض كه تمامي كشورها با تسليم كامل در برابر سرمايه ميتوانند سرزمين موعود باشند روشن است، و انباشته شدن شواهد شكستهاي جهتگيريهاي بيروني كه نوليبراليسم تحميل كرد، توجه به راهحلي دروني، الگوي درونزاي توسعه، را بار ديگر بهويژه در امريكاي لاتين برانگیخته است. اما در شرايط كنوني كه تشديد رقابت سرمايهداري ادامه دارد و قدرت سرمايهی بينالمللي در واقعيت (اگر نه ايدئولوژي) كاهش نيافته است، آیا چنين گزينهاي قابلاتكاست؟
اقتصاد نوکلاسیک چارچوب نظری سیاستهای نولیبرالی است که طی سه دههی اخیر سیاست غالب اقتصادی در جهان بوده است. عقلانیت نولیبرالی، به مثابه یک ایدئولوژی، همواره مورد انتقاد اقتصاددانان اصلاحطلب و رادیکال قرار داشته است. مقالهی حاضر نخست به پيشفرضهای اقتصاد نوکلاسیک میپردازد و درادامه ضمن نقد معرفتشناختی این اقتصاد چارچوب بدیل سوسیالدمکراتیک را مطرح میسازد. شکست الگوی سوسیالدمکراسی و نیاز به طراحی بدیلی در برابر اقتصاد نولیبرالی دیگر مباحثی که نویسنده طرح میکند.