
جدیدترین ایدهی نولیبرالهای وطنی این است که با جنبش ملیشدن صنعت نفت از آنجا که درآمدهای کلان نفتی در اختیار دولت قرار گرفت؛ مسیر توسعهی اقتصاد بازار و به تبع آن پیدایش دمکراسی در ایران مسدود شد.(1) صرفنظر از این که این ادعا گواه روشنی از جهل و ناآگاهی از تاریخ معاصر ایران و فرازوفرودهای آن است، در چارچوب گفتمانی قرار میگیرد که درصدد است جهانیشدن و اقتصاد نولیبرالی را بهمثابه جبری مقاومتناپذیر، چونان واقعیتی متافیزیکی، معرفی کند، که هرگونه مقاومتی در برابر آن امکانناپذیر است.
از آنجا که این استدلالها در نهایت در این چارچوب قرار میگیرد که اقداماتی از جنس ملیشدن با محدودساختن بخش خصوصی در حقیقت مانع از توسعهی اقتصاد بازار میشود و بدین ترتیب سببساز عدمتکوین دمکراسی در جامعهی ایران است؛ در این یادداشت قبل از اشاره به برخی نکات که در دیدگاههای نولیبرالی مورد اشاره قرار میگیرد، به رابطهی اقتصاد بازار و دمکراسی میپردازیم.