گفتوگو با جان بلامیفاستر

در چنین شرایطی، این که چند هزار میلیارد دلار نقدینگی به بخش مالی ریخته شود اهمیتی ندارد و اتفاقی نمیافتد. همهی این پولها ذخیره میشود. ایالات متحده مانند دیوانگان دلار چاپ میکند و بخش مالی را لبریز نقدینگی میسازد، اما بانکها به جای آن که این سرمایهی پولی را وام دهند آن را به در گاوصندوقهایشان میگذارند یا به طور دقیقتر صرف خرید اسناد خزانه میکنند و نوعی حرکت معکوس خلق میکنند که کوششهای دولت را نفی میکند.

اشتباه نکنید: ما شاهد بزرگترین بحران از زمان «رکود بزرگ» هستیم. از برخی لحاظ این بحران حتی از رکود بزرگ هم وخیمتر است چرا که در آن رکود شاهد این ابزارهای بسیار پیچیدهی مالی یعنی مشتقات که «وارن بوفه» از آن با عنوان سلاحهای مالی کشتار جمعی یاد کرد نبودیم و در هنگام رکود بزرگ حجم عملیات مالی فرامرزی اصلاً شباهتی به امروز نداشت.

مردم وقتی با فاجعهای مواجه میشوند که ما در برابر آن هیچ کار حقیقی انجام نمیدهیم گیج و گنگ میگویند، «حرف نزن، کاری بکن!» شاید اخیراً ما بیش از حد دست به کار میزنیم. شاید وقت آن است که به عقب برگردیم، فکر کنیم و چیز درست را بگوییم. درست است، ما اغلب از انجام کار صحبت میکنیم به جای آن که کار را انجام دهیم ـ اما گاهی ما کارهایی میکنیم تا از گفتن و فکر کردن پرهیز کنیم. مانند روکردن سریع 700 میلیارد دلار در برابر یک مسئله به جای آن که بیندیشم که این مسئله چهطور پدیدار شد.
طی چند هفتهی گذشته برای بسیاری از مردم حجم اخبار بد حیرتانگیز بوده است. بازارهای اوراق بهادار سقوط کردهاند، بانکها دیگر به یکدیگر وام نمیدهند، و روسای بانکهای مرکزی و خزانهداران با چهرهای نگران هر روز در تلویزیون ظاهر میشوند. بسیاری از اقتصاددانان هشدار دادهاند که ما با بدترین بحران اقتصادی جهان پس از 1929 مواجه شدهایم. تنها خبر خوب آن است که سرانجام افت قیمت نفت آغاز شده است. در حالی که برای بسیاری از مردم امریکا این وضعیت نادر و غریب است، بسیاری از مردمان کشورهای دیگر احساس آشنایی دارند. آسیا در اواخر دههی 1990 دچار بحران مشابهی شد، و کشورهای مختلف دیگر (شامل آرژانتین، ترکیه، مکزیک، نروژ، سوئد، اندونزی و کرهی جنوبی) از بحرانهای بانکی، سقوط بازار اوراق بهادار و سقوطهای اعتباری آسیب دیدهاند.